
باور نمیشه همین چند شب پیش بود پیشم بودی همین چند شب پیش بود بهم گفتی باهات خداحافظی میکنم کاش میدونستم اون لحظه آخرین دیدارمونه کاش میدونستم تا سیر نگات کنم تا سیر دلم بوست می کردمو تو آغوشم می گرفتمت هنوزم باورم نمیشه رفتی کاش یکی بیاد منو از این خواب بیدار کنه و بهم بگه همه چیز یه خواب یود یاد هرچیز میوفتم بی اختیار گریم می گیره یاد چند شب پیش که تولدت بود و شبش بهم زنگ زدی سهم کیکتو گذاشتم بیا ببر کیک تولدتم خوردم همین چند شب پیش بود تو سایت کلوب داشتی به حریر می گفتی من پدر ندارم من یتیمم اون شب از حرفات گریم گرفت داداشی چقده زود رفتی میدونم الان پیش پدرتی میدونم الان سرت رو شونه های گرمشه. به خدا دارم دیونه میشم اشکام دیگه امونم نمیده آخه چرا از این همه ادم تو چرااااااااا؟ خدایا چرا حسین؟ حسین که یتیم بود حسین که خیلی جوون بود


امروز عزیز ترین دوستم حسین خرم آبادی که بچه های سایت پردیس و کلوب همه اونو میشناسید عمرشو به شما داد امروز دریا آغوشش رو باز کردو حسین رو ازمون گرفت امروز داداش حسین تو شمال تو آب غرق شد امروز حسین رفت پیش خدا 
خوابیدی رو بال موجا ، کاش می شد بودم کنارت
تو به دریا دل سپردی ، من تو ساحل چشم به راهت
دنبالت دارم می گردم ، اما نیست از تو نشونی
روزگار ما رو جدا کر د ، یه غروب توی جوونی
دل من هواتو کرده کاش می شد تورو ببینم
کاش بشه تو خواب دو باره دست سردتو بگیرم
میخوام بگم از اون روزا که دستات توی دست
چه خوش بودیم با رفیقا آرزوهامون شکست
سختی و مشکلات ، جلودارمون نبود
لحظه ها تند میگذشتن ، زیر گنبد کبود
تا اینکه روزای خوش و آب اومد و برد
سخن با تو هستم تا آخر رفیقم مرد
دریا اونا رو تو چنگش اسیر کرد
اجل جام مرگشو داد اونا رو سیر کرد
بچه ها توی جوونی رفتن از بینمون
رفیقا رو تنها تکمیل نکردن دینشون
نشون به اون نشون که یادشون ، توی ذهنمونه
خدا اینو بهتر از همه ی ماها میدونه
رفیق خوب چیزی نیست که بره از یاد
آخه رفاقت نعمتی که خدا بهم داد
دنبالت دارم می گردم ، اما نیست از تو نشونی
روزگار ما رو جدا کر د ، یه غروب توی جوونی
خوابیدی رو بال موجا ، کاش می شد بودم کنارت
تو به دریا دل سپردی ، من تو ساحل چشم به راهت
دنبالت دارم می گردم ، اما نیست از تو نشونی
روزگار ما رو جدا کر د ، یه غروب توی جوونی
بعد مرگشون زندگی شده مث مرداب
رویاهای خوشو فقط میدیدیم توی خواب
بودنشون شده واسمون عین سرآب
چیزی نمونده ازشون بجز عکس توی قاب
با رفتنشون فقط اسمشونو جا گذاشتن
دلم میسوزه وقت خداحافظی نداشتن
شادی و تفریح دیگه رختشونو بستن
بجاش غصه وغم توی دلامون نشستن
شنبه ها همه میریم سر خاکشون
چشا گریون ، دلا پریشون
یاد دست نوشته ، یاد خط شون
یاد رد پا ، جا پای کفش شون
دل من هواتو کرده ، کاش می شد تورو ببینم
کاش بشه تو خواب دو باره ، دست سردتو بگیرم
در و دیوار پر شده از عکس تون
تو گوشم می پیچه صدای خنده تون
وقتی می خوابم آرزومه ببینمتون
بی معرفتا ، خجالت می کشین ببوسمتون
سر جاتون یه شاخه گلی هنوز هست
بوش به مشامم که می رسه می شم مست
داد میزنم بلند صدامو بشنوید
دلم تنگ شده چرا جوابو نمیدید
بغض بهم امون خوندن نمیده
یه روز میام پیشتون اون روز نزدیکه
پس خداحافظ تا لحظه ی دیدار
خدا کنه خواب باشم پس کی میشم بیدار
تو که رفتی به سلامت وعده ی ما به قیامت
حسرت یه لحظه دیدن واسه من شده یه عادت



